من در گذشت این مرد در محل مارتین. او متوجه شده دوربین من و گفت : "آقا ، امیدوارم که شما عکس از من صحبت نمی کرد!". طبیعتا من مطرح دوربین من و خندیدن او صورت در حرکت تک عکس. من به حال هیچ وجه قصد نگه داشتن عکس. من می دانستم که احتمالا بد تاری بود به علت حرکت و من انتظار نیست آن را به در تمرکز باشد. من قصد رفتن به عنوان مردی بود به سادگی به من درگیر در مکالمه که منجر به برخی از بازاریابی نگهداری می شوند.
زمانی که من تمام عکس های ارسال شده خیابان من از راه رفتن امروز من متوجه عکس این مرد معلوم شد که کاملا خود را بگیرد به عنوان چهره خندان و تاری است سادگی توسط یک زن لبخند بر لب از پوستر پشت سر او متصل. خاص یک وبگاه
این وضعیت جالب بود. من این خال دار زن و شوهر داشتن مکالمه در پیت خیابان بازار و من فکر می کردند نگاه جالب است. لحظه ای من قرار دهید دوربین من به چشم من مرد فورا آگاه شد من رفتن به عکس آنها را. معمولا این spoils شات اما به تعجب من او را روشن نکنید و یا دور سوال اقدام من ، به جای او با لبخند خوبی برآمده.
مورد استفاده قرار می شود یک گروه به نام «لاکپشتها ، که به حال کلید" تولدت با هم وجود دارد ". کمی بیش از lyrics خوش بینانه و ساده رفت مثل این :
تصور کنید من و شما را انجام می دهم من فکر می کنم در مورد شما روز و شب ، آن را تنها حق به فکر کردن در مورد دختر شما عشق و او را محکم نگه دارید خیلی خوشحال با یکدیگر
آیا می توانید از هر چیزی بیشتر مناسب به همراه عکس از این دو نفر جوان فکر می کنم؟
در یک روز بسیار سرد و خاکستری درخشان در این دختر نارنجی رنگ لباس ملبس قطعا آورده لبخند. او بسیار مشتاق بود در مورد فرصت عکس. چگونه میتوان ضربه محکم و ناگهانی من امتناع؟
در سمت دیگر خیابان جورج ، تقریبا به طور مستقیم روبروی سالن شهر busker گیتاریست نام مجموعه نشان دادن تقریبا هر روز این هفته است. من هنوز برای گرفتن یک عکس خوب از او poses اما او هر بار که می خواهم نقطه لنز من در او. بنابراین ، وظیفه دیگری برای زمان است. او نقش نیمه قطعات گیتار کلاسیک با undertones قوی اسپانیایی. این محل جالب او انتخاب شده در بازی است. این گردشگاه مشغول است ، در نزدیکی یک ایستگاه اتوبوس توسط و بلند از مراحل منجر به برج دفتر بنابراین او همواره مخاطبان -- و یا در غیر این صورت مایل قرار گرفته باشد.
امروز ، در ایستگاه اتوبوس این پیر مرد در کلاه کابویی وجود داشت. او چهره جالب بود و خواستم به گرفتن عکس است. او به نظر می رسید کاملا دور ، بدون توجه و قیافه ناگویا اما وقتی که موسیقی متوقف لبخند بزرگ در صورتش پدیدار شد و او دست خود را بلند clapped در تقدیر قطعی و بدیهی برای موسیقی است. ضربه محکم و ناگهانی.